پایان 13 ماهگی
سیزدهمین ماهگردت مبارک قند عسلم
امروز دیگه وارد چهاردهمین ماه زندگیت شدی مهربدم.

تو ماهی که گذشت هفتمین مرواریدت هم در اومد گل پسر.

در مورد کارهای این ماهت هم باید بگم وقتی که از خواب بیدار میشی تا موقع خواب مدام در حال راه رفتن و مشغول شدن با اسباب بازی ها و چیزای دور و برت هستی و من هر جا باشم تو هم دنبال منی و خودت رو سرگرم میکنی و این اواخر دیگه بزرگترین سرگرمیت باز و بسته کردن در یخچال و زدن دکمه های ماشین لباسشویی و فندک گاز هستش
در مورد حرف زدنت هم باید به دا گفتنت اشاره کنم که تا دایی هاتو میبینی شروع میکنی میگی دا دا دا یعنی دایی.
حالا دیگه اسم خیلی از اسباب بازی هاتو یاد گرفتی مثلا وقتی میگم ماشین بزرگت کو نشون میدی یا بقیه اسباب بازی ها هم همینطور و همچنین وسایل خونه مثل ماشین لباسشویی ،جاروبرقی ،کنترل و خوب میشناسی و بهشون اشاره میکنی.
از اعضای صورت هم زبون و گوش رو بلدی و تا میگم گوشت کو گوشت رو میگیری و زبونت رو هم نشون میدی. اسم اعضای خونوادمون رو هم یاد گرفتی و اسم هر کس رو میگم سریع بهش نگاه میکنی (مامان و بابا و پدر جون و رادین و ..)و میگی ایناااااااا 
حالا بریم سراغ عکسهای این ماهت گل پسرم.
تجربه اولین راه رفتن در خیابان





اولین حضور مهربد در محل کار بابایی


خوشبختی یعنی آرامش ،آرامش یعنی مهربد


مامانی فدااااااااااااااااااااااااات












جوجوی مامان

عاشقتم


اینم یکی از تفریحات آقا مهربد

عشق موتور



پایان 13 ماهگی 

