پایان 4 ماهگی
پسر نازم خوشگل مامان یکی یه دونه ی من 4 ماهگیت مبارک مامانی
طی دو روز گذشته مهربد جون بخاطر زدن واکسن 4 ماهگیش درد زیادی داشت و تب کرده بود اما الان که در حال نوشتن این متنم حالش خوب شده شکر خدا.
تازگیها مهربدم حرکت های جدیدی میکنه مثلا واسه بلند شدن از سر جاش خیلی تلاش میکنه و چند سانتی سرش رو بالا میاره و میخواد بلند بشه وقتی نمیتونه بلند شه شروع به صدا در اوردن میکنه یا وقتی به صورت دمر رو زمین می خوابه با تلاش و زور زدن یه چند سانتی به عقب جهش میکنه و سعی میکنه تا غلت بخوره ولی نمیتونه کاملا بچرخه ولی تلاشش تحسین برانگیزه کوچولوی من
قیافه مهربد جونم موقعی که به تلویزیون نگاه میکنه خیلی با مزه میشه یه جوری صفحه تی وی رو با دقت نگاه میکنه که انگاری میفهمه که چی داره نشون میده و اصلا حواسش پرت نمیشه
الان 4 ماهه و 2 روزه که مهربد وارد زندگیمون شده و با اومدنش امید وشادی زیادی به خونمون اورده
هر چی از خدا بابت دادن این فرشته کوچولوم تشکر کنم بازم کمه و امیدوارم بتونم مادر خوبی برای این پسر کوچولوم باشم
جدید ترین عکس مهربد جان


اولین نشستن

مهربد اماده شده برای واکسن زدن


همراهی مادر جون برای واکسن زدن


وقتی مهربد کوچک بود




مامان قربون ژستت بشه عزیزم






پایان 4 ماهگی
