شیطنت های پسملم

امروز پسرم خیلی من رو به هیجان اورده ؛ اخه بالاخره بعد از کلی تلاش و زور زدن تونست خودش به تنهایی غلت بخوره.انگاری خودش هم از این کارش لذت میبره البته ظهر خیلی کند و با زحمت زیادی میچرخید اما شب خیلی راحتتر این کارو میکرد .
عسلم وقتی اطاقت با اسباب بازی هایی که جلوت میذارم تنها میشی یه چند دقیقه ای بهشون نگاه میکنی ولی بعد از چند دقیقه حوصله ات سر میره و شروع به صدا درآوردن میکنی انگاری از تنهایی زیاد خوشت نمیاد و دوست داری همیشه پیش من باشی و با هم بازی کنیم .
هر روز که میگذره شیطونی هات هم بیشتر میشه چند ساعت پیش که داشتم باهات بازی میکردم پاهات رو قلقلک دادم و تو با صدای بلند قهقه میزدی بابا امیر هم بلافاصله دوربینو آورد و ازت فیلم گرفتیم .
از بازی هایی که تازه گیها بهش عکس العمل نشون میدی دالی بازی هستش وقتی پارچه ای روت میندازم دست و پا رو شروع میکنی و لبخند میزنی یا وقتی شعر برات میخونم خیلی با دقت بهم نگاه میکنی مامانی .
تو هفته ای که گذشت چند باری برای خرید کردن با هم دیگه بیرون رفتیم اما تو خیلی بیقراری میکردی و گریه میکردی انگاری از شلوغی زیاد خوشت نمیاد چون تا الان بیشتر توی خونه بودی و به خاطر سرمای هوا زیاد بیرون نرفتیم اما من خیلی دوست دارم تا فصل سرما تموم بشه و تو یکم بزرگتر بشی تا با هم دیگه بیرون بریم .
حالا میخوام یه سری از عکس هایی که تو هفته پیش ازت گرفتم رو بذارم .


![]()

![]()

![]()

مامان قربون خندت بشه عسسسسسسسلم


لاک پشت سواری خونه مامان جون



این عکس یک ماه ونیمی عجقمه





شیطنت های پسملم