مهربد جونمهربد جون، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

خاطرات مهربد

پایان 4 ماهگی

پسر نازم خوشگل مامان  یکی یه دونه ی من 4 ماهگیت مبارک مامانی        طی دو روز گذشته مهربد جون بخاطر زدن واکسن 4 ماهگیش درد زیادی داشت و تب کرده بود اما الان که در حال نوشتن این متنم حالش خوب شده شکر خدا. تازگیها مهربدم حرکت های جدیدی میکنه مثلا واسه بلند شدن از سر جاش خیلی تلاش میکنه و چند سانتی سرش رو بالا میاره و میخواد بلند بشه وقتی نمیتونه بلند شه شروع به صدا در اوردن میکنه یا وقتی به صورت دمر رو زمین می خوابه با تلاش و زور زدن یه چند سانتی به عقب جهش میکنه و سعی میکنه تا غلت بخوره ولی نمیتونه کاملا بچرخه ولی تلاشش تحسین برانگیزه کوچولوی من قیافه مهربد جونم موقعی که به تلویزیون نگاه میکنه خیلی ب...
3 اسفند 1392

مرور عکسهای مهربدم

  مهربد جون ما تا چند روز دیگه 4 ماهگیش تموم میشه و وارد پنجمین ماه زندگیش میشه و باید واکسن 4 ماهگیشو بزنه.یه چند وقتیه مهربد موقع خوابیدن بی قراری میکنه و به زور باگرفتن دستاش وپیچیدن پتو  به دورش  میخوابونمش البته موقع بیدار شدن از خواب همیشه به مامانش لبخند میزنه و من کلی ذوق میکنم وقربون صدقش میرم از عادتهای پسرم شصت دستشو خوردنه که الان نسبت به چند هفته پیش خیلی حرفه ای شده و گاهی اوقات دوتا شصتشو با هم میکنه تو دهنش و من هر چی دستشو در میارم اون کار خودشو میکنه واز این کارش لذت میبره  اولین روز تولد در بیمارستان            اولبن روز در خانه حمام دهمین روز  &nb...
29 بهمن 1392