مهربد جونمهربد جون، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره

خاطرات مهربد

پایان 8 ماهگی

1393/4/5 1:25
نویسنده : مامان ناهید
648 بازدید
اشتراک گذاری

مهربد عزیزم 8 ماهگیت مبارک باشه مامانی
پسر گل من هشت ماهگیت تموم شد و پا به نهمین ماه زندگیت گذاشتی.

از جمله کارهایی که تو این ماه یاد گرفتی بالا رفتن از پله هست که دیگه تو این کار ماهر شدی اوایل ماه خیلی اروم و با احتیاط بصورت چهار دست و پا شروع کردی و این اواخر دیگه خیلی پیشرفت کردی و تا در خونه مادر جون اینا باز میمونه سریع میری و شروع به بالا رفتن میکنی.

از کارهای دیگه باید به در  در  رفتنت اشاره کنم .

حالا دیگه کاملا معنی  در   در   رو یاد گرفتی و هرکسی که بگه بریم  در  در سریع میری بغل اون و هرچه قدر میگم بیا بغلم و نرو تو خودت رو به سمت در هل میدی یعنی بریم و وقتی من لباس بیرونم رو میپوشم همش صدا در میاری و میای سمتم  که بیای بغلم وروجک خان.

از علایقت هم باید به اهنگ تصویری چرا اشاره کنم که خاله زهرا واست اورده و تو خیلی خیلی اونو دوست داری تا بهت میگم چرا کو یا اهنگاشو واست میخونم تلویزیون رو نگاه میکنی و منتظر اون میمونی و وقتی اهنگ پخش میشه  من معمولا تو رو سوار تابت میکنم و تو  با تموم دقت اونو نگاه میکنی و من میرم سراغ کارهام.

پسر طلای من دیگه داره بزرگ میشه و معنی کلمات رو میفهمه . تا بهت میگم ماهی کو نگاهت به تنگ ماهی میافته که روی میز گذاشتم و دیروز هم وقتی من زبونم رو در میاوردم میگفتم زبونت کو تو هم زبون کوچولوت رو در میاوردی بیرون عسل مامانی.

خیلی دوست داشتم عکس هایی از بالا رفتنت از پله ها رو برات بذارم ولی چون عکسات زیاد کیفیت نداشتن این سری نمیزارم و باشه برای سری بعدی در عوض یه سری عکسی که تو دو هفته پایانی هشت ماهگیت انداختم رو واست میزارم عشقم.

این عکس با مزه واسه وقتیه که داشتی اهنگ چرا رو میدیدی که یهو دیدم خوابت برده و منم از فرصت استفاده کردم و این عکس رو انداختم.

اینجا هم برای جلوگیری از دست زدن به تلویزیون این میز رو مانع قرار دادم تا نتونی بری اون ور اما تو از تلاش منصرف نمیشی و همش سعی میکنی

برمیگردی و منو نگاه میکنی

بازم کار خودت رو میکنی

عکسهایی که تو پارک انداختیم

از بس خسته شدی به خواب نازی رفتی

اولین تجربه از وسایل بازی

نا گفته نمونه که رادین جونم هواتو داشت

اینجا هم برای جلوگیری از خوردن تاب بهت خیار دادیم

اینم یه عکس قشنگ از دو تا پسر خاله

        

 

پسندها (3)

نظرات (4)

فریبا
8 تیر 93 15:10
عزیز دلم هشتمین ماهگردت مبارک باشه جشن 80 سالگیت عزیزم
مامان ناهید
پاسخ
ممنون خاله فریبا جون
مامان زهرا
13 تیر 93 11:57
عزیزکم هشت ماهگیت مبارک چه عکسای خوشگلی با رادین جون انداختی عزیزممممم
مامان ناهید
پاسخ
مرسی خاله زهرا نظر لطفته ارتا جونو ببوس
مامی دلسا
13 تیر 93 16:01
مبارکههههههههه مهربد خان... چه عکسای نازی
مامان ناهید
پاسخ
ممنونم خاله جون دلسا رو ببوس
نیلوفر
20 تیر 93 15:36
چقدر کپل شدی جیگر خاله چه خواب نازی رو تاپ کرده مهربد جونی