پایان 9 ماهگی
مهربد جون وارد دهمین ماه زندگیت شدی هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 
پسر ناز مامان نهمین ماه رو هم سپری کردی و وارد ده ماهگیت شدی و من از این بابت خیلی خوشحالم.
در مورد کارهایی که تو این ماه انجام میدادی باید به کنجکاوی ها و سرک کشیدن به هر چیزی که دورو برت میبینی اشاره کنم که تا چیزی توجهت رو جلب میکنه بدون معطلی سمتش میری و شروع به بازی کردن با اون میکنی.
اولین کلمه ای که یاد گرفتی کلمه رفت هستش
وقتی ازت میپرسم بابایی کو میگی رفت و دستت رو هم بالا تا نزدیکی گوشت میبری و یا وقتی تلویزیون خاموش میشه زود میگی رفت
خیلی بامزه رفت رو تلفظ میکنی میکنی عشقم
تو چند هفته گذشته خیلی سعی کردی که خودت بدون کمک گرفتن از چیزی بایستی که اوایل خیلی تعادل نداشتی و بعد چند ثانیه میافتادی زمین ولی الان که دارم این متن رو مینویسم خیلی راحت میتونی روی پاهای خوشگلت به تنهایی بایستی و وقتی وایستادی به همه نگاه میکنی ببینی که بهت توجه میکنن و ما حسابی ذوق میکنیم و تشویقت میکنیم فدات شم


حالا میریم سراغ عکسهای این ماهت.
چند تا از عکسهای اتلیه که واسه 7 ماهگیته ولی یه کم دیر بدستمون رسید


پشت صحنه


محبوبترین اسباب بازیت که بیشتر با اون بازی میکنی



بالا رفتن از پله



پسمل خوشگل من





دیگه طاقت نیاوردی و شروع به خوردن کردی

ایستادن پسر ناز نازی مامان

این هم کتونی خوشگلی که دایی حامد واست سوغاتی اورده البته برای سال بعدت اندازه میشه






پایان 9 ماهگی 



