مهربد جونمهربد جون، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره

خاطرات مهربد

روزهای پایانی سال

1393/12/19 1:36
نویسنده : مامان ناهید
456 بازدید
اشتراک گذاری

سلامی دوباره به پسر کوچولوی مامان ،عشقم ، همه ی زندگیممحبت

تو این روزای آخر سال مامانی حسابی مشغول خونه تکونی هستش و سرش شلوغه ولی میخواستم هر طور که شده این پست آخر رو تو سال 93 واست بزارم عزیز ترینمخسته

در مورد کارهای اخیرت که خیلی بامزه و تو دل برو هستش و حسابی با کارهات همه رو شیفته خودت کردی و خنده رو لبهامون میشونیخندونک

 به تازگی میتونی پسر خاله رادین رو صدا کنی و همش میگی آنییییییییییی یعنی همون رادین.

وقتی هم خاله ندا میگه اسم من چیه میگی انننننننا .

 همچنین علاقه زیادی به لاک پشت پیدا کردی و تا لاک پشت رو میبینی میگی داکی داکی منظورت همون لاکی هستش.

اخم کردن و لوس شدن رو هم یاد گرفتی که خیلی بامزه انجام میدیبغل

 

عکسهایی که واست میخوام بزارم مربوط به عروسی هستش که هفته پیش رفتیم و خوش گذشتآرام

آقا مهربد مشغول نقاشی کشیدن

بغل بوسیه دونه ای مهربدمبوسبغل

 

پسندها (2)

نظرات (3)

زهرا مامان ارتا
19 اسفند 93 17:45
اخیییییی عزیزممممممم مهربدجون ما واقعا یه دونه است انشالله عروسی خودت عزیزکم
آیـــدا
8 فروردین 94 15:10
ما یک وب گروهی درست کردیم..خوشحال میشم به وبمون سر بزنی و نظر بدی
مامان زهرا
17 فروردین 94 1:52
سال نو مبارک عزیزممممم سال خوبی داشته باشید
مامان ناهید
پاسخ
منم سال نو رو بهت تبریک میگم دوست جونم