سفر به کلاردشت
سلام به پسر دوست داشتنی و شیرین خودم.
میخوام از مسافرت چند روزمون به کلاردشت برات بنویسم.تعطیلات عید فطر ما همراه عمه و مامان جون اینا تصمیم به مسافرت گرفتیم و قرار شد به ویلای اقا پرویز پسر عمه بابا امیر بریم .با این که سفر کوتاهی داشتیم اما بهمون خیلی خوش گذشت و سفر خوبی بود.
از کارهایی که تو این سفر یاد گرفتی بای بای کردن هستش که خیلی خوب دست کوچولوت رو تکون میدی و بای بای میکنی و نانای کردن رو هم تازه یاد گرفتی و تا صدای اهنگ میشنوی یا نانای نانای رو واست میخونم خودتو تکون تکون میدی و سرت رو این ور و اون ور میکنی وقتی به خونمون اومدیم از اونجایی که شما به ماشین لباسشویی خیلی علاقه نشون میدادی و توجه میکردی وقتی میگم لباسشویی چیکار میکنه دستت رو تکون میدی و صدای ووووووووو از خودت در میاری خوشگل مامان.
مامانی فدای این شیرین کاری هات بشه عشقم.حالا بریم سراغ عکسهای سفرمون.





اینجا هم از دیدن دریا کلی ذوق میکردی و تا موجها به پاهات میخوردن صدات رو بلند میکردی و جیغ میزدی




















سفر به کلاردشت 
