مهربد جونمهربد جون، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره

خاطرات مهربد

سفر به کلاردشت

1393/5/18 2:29
نویسنده : مامان ناهید
454 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به پسر دوست داشتنی و شیرین خودم.

میخوام از مسافرت چند روزمون به کلاردشت برات بنویسم.تعطیلات عید فطر ما همراه عمه و مامان جون اینا تصمیم به مسافرت گرفتیم و قرار شد به ویلای اقا پرویز پسر عمه بابا امیر بریم .با این که سفر کوتاهی داشتیم اما بهمون خیلی خوش گذشت و سفر خوبی بود.

از کارهایی که تو این سفر یاد گرفتی بای بای کردن هستش که خیلی خوب دست کوچولوت رو تکون میدی و بای بای میکنی و  نانای کردن رو هم تازه یاد گرفتی و تا صدای اهنگ میشنوی یا نانای نانای رو واست میخونم خودتو تکون تکون میدی و سرت رو این ور و اون ور میکنی وقتی به خونمون اومدیم از اونجایی که شما به ماشین لباسشویی خیلی علاقه نشون میدادی و توجه میکردی وقتی میگم لباسشویی چیکار میکنه دستت رو تکون میدی و صدای ووووووووو از خودت در میاری خوشگل مامان.

مامانی فدای این شیرین کاری هات بشه عشقم.حالا بریم سراغ عکسهای سفرمون.

اینجا هم از دیدن دریا کلی ذوق میکردی و تا موجها به پاهات میخوردن صدات رو بلند میکردی و جیغ میزدی

پسندها (1)

نظرات (3)

مامان لیانا جون
21 مرداد 93 13:14
وای واای عجیجم تو چقدر خوشگل شدی قربونت برم الهیییییییییی خوشملم بوووووووووووووووووووووس ابدار برای مهربد جوونم
مامان ناهید
پاسخ
ممنونم نظر لطفتونه خاله جون
مامان زهرا
1 شهریور 93 14:12
سلام ناهید جون ببخشید دیر اومدم این روزا سرم خیلی شلوغه انشاالله همیشه به خوشی و شادی و سفر مهربد کوچولوی ما هنوز راه نیفتاده عکسها هم عالی بود مخصوصا مهربد کوچولو
مامان ناهید
پاسخ
ممنون زهرای عزیز لطف دارینه هنوز نمیتونه راه بره
مامان لیانا
3 شهریور 93 2:05
سلام ناهید جون خوبین شما؟؟ مهربد خاله چطوره؟؟زود ب زود ب اپ که دلمون حسابی تنگ میشه
مامان ناهید
پاسخ
سلام عزیزم ممنون ما خوبیمچشم زود زود میاییم شما هم همینطور زود زود بیایین تا همدیگه رو ببینیم