پایان 10 ماهگی
سلامی دوباره به پسر کوچولوی ناز نازی مامان.
مهربدم 10 ماهگیت مبارک باشه عشقم .الان که دارم این متن رو واست مینویسم تو این فکرم که چقدر لحظات تند وتند میگذره و هر روز تو بزرگ و بزرگتر میشی عزیزم و من انقدر غرق مراقبت و نگهداری از توام که بعضی وقتها روزای هفته رو گم میکنم از وقتی که چشمهامو باز میکنم با تو مشغول میشم و تا خود شب موقع خواب کنار خودمی و وابستگیت به من زیاد تر از قبل شده تا جاییکه وقتی بیدار باشی من دیگه به هیچ کار دیگه ای نمیرسم و فقط باید باهات بازی کنم .
تواین ماه سومین دندونت از بالا هم به سلامتی در اومد
از شیطونیهاتم که هرچی بگم کم گفتم دیگه میتونی از مبلهامون بالا بری اما تو پایین اومدن مشکل داری و یه چند باری زمین خوردی و شروع به گریه کردن کردی.نسبت به وسایل خونه خیلی کنجکاو شدی و وقتی چیزی رو دستت میگیری قشنگ بررسی میکنی و زیاد مثل قبل به دهنت نمیبری اما وقتی تو خونه راه میافتی و چهار دست و پا میری کوچکترین چیزای زوی زمین زود زود برمیداری و میزاری تو دهنت و من باید در همه حال چشمم رو تو باشه تا چیزی نخوری.
از کارهای دیگه الو کردن هستش که تا گوشی رو زمین باشه یا کنترل تلویزیون دم دستت باشه به سمت گوشت میبری و خیلی بامزه الو میگی.
حالا بریم سراغ عکسهای این سریمون.
مهربدی در حال تلاش برای بالا رفتن







عاشق این خندیدنتم عششششششششششششقم



اینم یه عکس یادگاری با مهدیه و هانیه

اینم از شیرین کاری هات که موش شدی شیطون

مهربد در خواب

از همین الان معلومه که عاشق ماشین سواری هستی به خصوص چرخوندن فرمون ماشین




پایان 10 ماهگی 

