پایان 11 ماهگی
مهربدم یازده ماهگیت مبارک باشه عشقم
یازده ماه از تولدت مثل برق و باد گذشت و من هر روز از بودن در کنار تو لذت بیشتری میبرم و وقتی به صورت ماهت نگاه میکنم خدا رو شکر میکنم و بهترین حس دنیا بهم دست میده
باورم نمیشه که کمتر از یه ماه دیگه به تولدت باقی مونده و داری یک ساله میشی. من که خیلی هیجان دارم واسه اون روز و از همین الان به فکر تدارک دیدن تولدت پسر یکی یه دونم هستم

تو این ماه تو چهارمین دندونت هم در اومد و حسابی بزرگ شدن و خیلی راحت میتونی میوه ها رو گاز بزنی.راه رفتنت هم خیلی پیشرفت کرده و نسبتا خوب راه میری و موقع راه رفتن خیلی پاهای کوچولوتو باز میکنی و این ور و اون ور میشی ادم خندش میگیره

در مورد حرف زدنت هم باید به جیز گفتنت اشاره کنم که تا چایی رو میبینی میای بهش دست میزنی و میگی جیزه
از چیزای دیگه که میگی اب بازی هستش که تا میخوام ببرمت حموم میگی اب بازی البته خیلی واضح نمیگی ولی معلومه که میخوای مثل ما صحبت کنی.














تماشا کردن تلویزیون مهربدی



یکی دیگه از کارهایی که تو این ماه یاد گرفتی بالا رفتن از مبل هاست برای روشن و خاموش کردن لامپ هاست




پایان 11 ماهگی 


